جامانده از سرویس

جانم را کف دستم می گیرم و از عرض جاده مخصوص عبور می کنم

ماشین ها با گذر وحشیانه شان می خواهند از دستم قاپ بزنند جان نحیفم را

باید حواسم جمع باشد

کارتم را جلوی ساعت زنی بیرون می آورم و ساعت خستگی ها شروع می شود...

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
یاغی

سلام ... حالا خوبه شما دنبال سرویس نمی دوی که بیفتی و دستای پای خونین و آه و ناله! سنگین و رنگین سوار تاکسی می شوی[چشمک]