سی و دو سالگی یک نظام

سلام!

حرف تکراری این است که مشغله بسیار است و فرصت برای نوشتن در این گوشه خلوت تنهایی نیست اما حرف برای گفتن بسیار است چرا که ماههاست حرف ها تلنبار شده اند آنقدر که از یادم رفته اند هر آنچه به یک دوست می خواستم بگویم.

جمهوری اسلامی ایران!

خیلی ها به این کلمات حساسند،چه در داخل کشور و چه در خارج،سی و دو سال از عمر با برکتش می گذرد،دیگر حسابی جا افتاده است،بی عقلی های دوران کودکی را پشت سر گذاشته،مقطع بلوغ را طی کرده ،جوانی هایش را کرده و حالا ....

حالا توقع دیگری ازش داریم،حالا ما هم بزرگ شدیم،ما هم عقلمان می رسد و خوب را از بد تمیز می دهیم،خلاصه اینکه حالا باید راهش را پیدا کند و گرنه تاوان سنگینی خواهد پرداخت،همه این را می دانند.

خیلی ها ناراضی اند،البته حق هم دارند،مسوولان مثل کبک سر در برف کرده اند اما مردم حواسشان به همه چیز هست،خیلی دوست داشتم جمهوری اسلامی به خودش می آمد و ایران را اینچنین آرام آرام از دست نمی داد،هنوز هم فرصت برایش هست.

اولین قدم داشتن صداقت است،همین یکی خیلی چیزها را حل می کند.

دومین گام دادن اجازه به دیگران(مردم) برای انتقاد است،انتقاد هایی که باید شنیده شوند و راهکارهایی که می بایست به کار گرفته شوند.

جمهوری اسلامی علی الحساب همین دو قدم را بردارد ادامه راه خود به خود معلوم خواهد شد،قسم می خورم!

 

/ 0 نظر / 7 بازدید