ایثار

خسته از ناله به ناله ادامه می دهیم

توان حرکت جز برای لب و دهانمان نیست

آن هم زمزمه ای خاموش بیش نیست

کجاست فریادی که از عمق جان برآید؟

برای خویش می نالیم و نوک دماغمان را می بینیم

پشت دیوارهای این شهر هر شب مردمانی گرسنه می خوابند

در زیر سقف شیروانی خانه ای شش متری

کدام خانه؟!

این که زاغه است!

خانواده ای در یک قوطی کنسرو!

فشرده در کنار هم

عدالت اسلامی کیلویی چند؟!

عدالت اینجا سرش پایین است

ما هم که همه کور شده ایم

در خیابان ها سانتافه می بینیم فقط!

آرزوهای بلند!

ویلای شمال!

صفرهای گنده در جلوی رقم داراییمان!

این هم یک صفر برای انسانیتمان!

لابد با خود می گویی

ای بابا!

من خودم گرفتار هزار بلایم!

چه بلایی ازین بدتر ؟

که تو هم خودخواهی!

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
بهار

اجی مجی لاترجی جالبه برام خیلی جالبه هر انقلابی میتونه انگیزه های مختلفی داشته باشه یکدسته اش بخاطر آزادی خود و مملکت از یوغ استبداد , دستهء دیگر میتونه بخاطر شرایط اجتماعی فرد انقلابی مثل فقر و تبعیض باشه و دسته ای هم میتونه بخاطر عقده های درونی انقلابی باشه.خیلی باحاله ها تو انقلاب میکنی, تلاش میکنی دنیا رو عوض کنی اما در حقیقت همهء اینکار ها رو بخاطر عقده های درونی خودت میکنی فقط و فقط برای اینکه به امیال و نیازهای درونی خودت پاسخ داده باشی نمیدونم شاید چنین برخوردی کمی بیرحمانه باشه [سوال] همیشه به دنبال زمینیم پاک از خون که شیطان نداشته باشد و بوی تعفن ندهد تا خانه ای بسازیم برای روز مبادا [خداحافظ]